|
یه خبر:به احتمال ۵۰ درصد محسن از روز اول رمضان یک ساعت قبل از افطار تو شبکه ۳ برنامه داشته باشه....هنوز هیچی حتمی نیس ...
سلام
ببخشید که یه مدتی نبودم......دلم برا همتون یه ذره شده بود..قول میدم جبران کنم........
امروز با چند تا موضوع از محسن در خدمتتون هستم....
1- میخوام مصاحبه ی محسنو با برنامه چشم به راه بدون هیچ کمو کاستی بذارم بدونه اینکه حتی یه کلمه جا بمونه اخه خیلی ها شاکی بودین از اینکه ما ندیدیمو گریه زاریو از این حرفا ........ اینم مصاحبش ..بخونینو حالشو ببرین ولی اینم بگم چیز خیلی تازه ای تو این مصاحبه نگفته همون چیزاییه که تو مجلات میخونیم ولی خب براتون میتایپمش که دیگه نیاید هی گریه زاری کنیدو بگین منم میخوام........
یه توضیحاتی هم از محیط مصاحبه بدم.:::::
محسن همون بلوز قرمزه که از اول سریال تا اخر پوشید تنشه و کلا تیپش همون تیپ پویا نظریه....
مصاحبه کننده هم یه بنده خداییه که مهم نیس ازش توضیحی بدم.....
جایی هم که هستن همون خونه ی ترانه مادریه....
حالا مصاحبشو بخونین:::
اسم مصاحبه کننده رو( م) و محسنم که همون محسن مینویسم...
م:در خدمت محسن افشانی هستیم بازیگر نقش پویا در سریال ترانه مادری که گویا قرار هست در چند قسمت اینده هم دوماد بشه(اینجا محسن گل از گلش میشکفه و میخنده...) اینو میدونیم از خودش می پرسیم ..اقای محسن خان سلام..خیلی خوشحالم که در خدمت شما هستیم عیدت مبارک ........
محسن:تشکر..قبل از همه چی منم سلام میکنم خدمت هم دوستای که الان نشستن دارن برنامه رو نگا میکنن بزرگواران عزیز و پیش تر از اون ولادت حضرت مهدی (عج) رو به همه تبریک میگم..
م:اقای افشانی...چند تا کار سریالی انجام دادی؟
محسن:من..قبل از این .. کار کاراگاهان بود تو قسمت سومش بازیگر مهمان بودم. بعد از اون دوستم اقای حمزه ای که توی کارای پیش با هم دوست بودیم (همون که چند بار اسمشو تو سلام بهار گفت..)تماس گرفتن منو انتخاب کردن ودعوت کردن به این پروژه و بزرگواری کردن و اومدین خدمت اقای سهیلی زاده محمدی و مهام....لطف کردن..همه لطف اقای سهیلی زاده بود..
م: چی شد که وارد کار بازیگری شدی اصلا؟
محسن:من شروع کارهنریم با تئاتر بود.. سه سالو نیمه پیش تئاترو شروع کردم. بازی رو دوست داشتم اما هیچ موقع فکرشو نمیکردم که به حیطه ی اجرا و به این سرعت تو بازیگری وارد بشم...
م: دوس داری کار بازیگری رو...؟
محسن: دوس دارم اما برا خودم یه حدی گذاشتم...
م:چه حدی؟
محسن:یعنی ...تا چهار پنج ساله دیگه بیشتر ادامه نمیدم...
م:چرا؟
محسن:دوس دارم منحصرا اون رشته ای که علاقه دارم تو دانشگاه بپردازم...
م:چه رشته ای هستی تو دانشگاه؟
محسن:من ریاضی فیزیکم...ایشالا که.. مهندس مکانیک حرارت سیالات میشم...
م:ایشالا..هنوز کنکور ندادی؟
محسن:چرا دادم...
م:قبول شدی؟
محسن:قبول شدم بله...
م:چه جوری تونستی درس بخونی حرارت سیالات قبول بشی تو سراسری؟
محسن:من همون سه چهار سال بهترین تصمیم خودمو بجای گشتنو اینا تو بیرونو که بیرون بگردمو الاف باشم هنرو انتخاب کردم یعنی تئاترو دوس داشتم این رو. اونو ادامه دادم بعد خانواده بیشتربادرس خوندن ...چون من مثل پویا نظری درس خونم بودم...میگفتن درستو بخونی بهتره ... ذهنت درگیر نباشه(خوبه نگفت ذخنت).......ولی من سعی کردم در کنار هم اینارم داشته باشم...خیلی هم خوب بود تا اینجای کارم خوب پیش اومدم..
م:خداروشکر...فک میکنی چقد موفق بودی؟
محسن:از نظر خودم بد نبودم....
م:بازی کردن تو سریال ترانه مادری در مقابل نقشای بزرگی همچون هما روستا خانوم گودرزی و دوستان دیگرچه حسی برا شما داشت؟؟؟؟
محسن:اول از همه باعث افتخار من بود در کنار پیشکسوتان و بزرگواران ...که همه استادان من هستن در بازیگری....همکاری میکنم... بازی میکنم...و پیش تر از اون باز..یعنی اول اول برمیگرده به اعتبار من....خیلی باعث اعتبارمن بود که تو همچین کار بزرگ و گروه حرفه ای بازی کنم در کنار پیشکسوتان ...از همشون سعی کردم یاد بگیرم خیلی برای من خوب بود یعنی پشت کار من بعد از این پروژه کلی اعتبار نشسته...........
م: فک میکنی این اعتبار چقد بهت کمک میکنه؟؟
محسن:صد در صد کمک میکنه....
م:به خاطر اعتبارش این کارو قبول کردی...؟؟؟
محسن:اره...
م:تا حالا شده بگن یه نقشی رو بازی کن و یه نقشی رو ازت بخوان بعد نتونی؟؟
محسن :تا حالا این اتفاق نیوفتاده.... هر جا رفتیم و کاری رو انجام دادیم... من کارمو کردم به هر حال اون نظر بزرگواران بود که ایا من به اون کارکتر میخوردم ...نمیخوردم...
م:خودت فک میکنی چقد به پویا نظریه ترانه مادری نزدیکی.....؟؟؟
محسن:از نظر شخصیتیه خودم؟
م: اره
محسن):با خنده میگه) فقط درس خوندنم......
م: با نقشی که در ترانه مادری داری ..یعنی محسن افشانی و پویا نظری..چقد تونستن با هم خوب ارتباط برقرار کنن...
محسن:خب به هر حال ما که تو دوران پیش تولید اومدیم اینجا...سرلوکیشن ..همین مکان فیلمبرداری...همون اوایل یه توضیحات کوچیکی راجع به این نقش به ما داده بودن....پویا نظری هس بهرام کیان هس...اون حسو حالی که من تونستم در خودم به وجود بیارم به عنوان یه بازیگر و بتونم تو این کارکتر ارائه بدم...همش بخاطر زحمتای اقای حاتمی بود به عنوان بازیگردان...توضیحاتی که اقای سهیلی زاده سر صحنه میدادن و اون شخصیتی که اقای بهبهانی واقعا خوب تراشیدن..خیلی لطف کردن ...از همشونم تشکر میکنم...به هر حال اقای مهران مهام هم بی تاثیر نبودن...دستشونم درد نکنه...
م:خودت دوس داری پویا نظری رو؟؟؟
محسن:دلم واسش خیلی میسوزه....
م:چرا؟؟
محسن:مظلوم واقع شده...
م:واقعا.... فک میکنی واقعا مظلوم واقع شده یا خیلی از کسای دیگه ای که به این شرایط زندگی میکنن اینجورین؟
محسن:نه مظلوم واقع شدن به خاطر اینکه...چنین ادمی من خودمم سراغ دارم تو جامعه خودمون شخصیتایی رو میشناسم که با وجود اینکه حتی شاید خیلی هم بزرگتر شدن ....اما هنوز تحت کنترل مادرشون هستن..یعنی کنترل میشن...مادرشون براشون لباس میخره حتی....یه همچین شخصیتی که داره نمایش داده میشه کسی که اومده تا حالا با همچین فضایی رو به رو نبوده...اومده تهران...اومده دانشگاه دیده چقد راحت دختر و پسردر کنار هم دارن درس میخونن.....خب به هر حال با یه فضای جدیدی اشنا میشه...دلم میسوزه دیگه ...که چنین اشنایی و تربیتی اموزشی از قبل وجود نداشته و الا ن به صورت غلط داره ادامه میده......
اینم مصاحبه با برنامه چشم به راه دیدین چیزی نداشت ...همش تکراری بود ولی خب ..به خاطر گل روی شما واستون گذاشتمش....
موضوع دوم:
2-ترانه مادری هم تو یکی ازشبای شهریور ماه تموم شددد به همین راحتی و دیگه فقط یه خاطره قشنگ از محسنو برامون گذاشت....محسن تو این سریال واقعا عالی بود گرچه که خیلی جاها بهش کم لطفی شد و حاشیه های زیادی براش درست شد...ولی بازم میگم همین کافیه که ما طرفداراش قدرشو میدونیم .....
همین.....
قسمت اخرشم خیلی قشنگ بود مخصوصا اونجاییش که بهرامو پویا همدیگرو تو جنوب دیدن و همو بغل کردن ...
حال میده هاااا یه روز پاشن بیان بگن یه غریبه برادرته....باورکن..(با حرکت دست)اینم یه تنوعه مفیده .....
ببخشید بچه ها دیشب نشد از قسمت اخرش عکس بگیرم ولی اگه شد شب از تکرارش حتما چندتایی میگیرمو براتون میذارم ...شاید اخرین عکس هایی باشه که از محسن تو این سریال تو وبم میذارم....
موضوع سوم:
3-پنجشنبه شب سفر بخیرو دیدین ؟؟؟؟
وااااااااااای که محسن چقد باحال شده بود ...اه... تو این سریال از بس که زشتش کرده بودن دلم برا قیافه خودش که تو سلام بهارو بوم تنگیده بود ...البته انصافا از سلام بهارو بوم خوشگل ترشده بوداااااااااا
چقدهم حرف میزنه این پسر........ اصلا اون شب به سیاوش بیچاره مجال نداد یه کلمه بحرفه...
مصاحبشونو ضبط نکردم وفقط همینا از حرفاش یادم مونده....
یکم در مورد فوت پدر بزرگ و مادر بزرگش گفت :که سر برنامه سلام بهار پدر بزرگش فوت شده و سر ترانه مادری ..همون روزایی که مادر بزرگش تو فیلم فوت میکنه مادر بزرگ خودشم از دنیا میره و حتی وقت نمیکنه به مراسمشون هم بره......
و یکم هم حرف رانندگی اومد وسط...گفت که سال 86 گواهینامه گرفته البته اردیبهشت 86 و تو رانندگی به خودش نمره 19 داد..( بچم اعتماد به نفس داره دیگه).....ولی سیاوش به خودش نمره ی 15 داد و به محسن 17........
این سیاوشه خیلی اروم تر از محسنه یعنی اصلا در مقابل شیطونی های محسن هیچه...اما اونم خوب بازی کرد ....
اینم دو تا عکس از برنامه سفر بخیر که از وب سمانه جونمه:اینم ادرسشwww.behtarinkhoda.blogfa.com/


موضوع چهارم:
۴ -عکسای اقا محسن با اق میلاد و برادرش رو میتونین تو این وبلاگ ببینین اینم ادرسش:::::www.barekat_milad.mihamblog.com
موضوع پنجم:
5-امشب حتما پشت صحنه ی ترانه مامی رو ببینیناااا ...فک کنم جالب باشه...اگه شد حتما عکس میگیرم ....
ساعت شروعش هم 22:30 امشب دیگه اخرین شبیه که سریالی به اسم ترانه مادری از کانال سه صدا سیمای جمهوریه اسلامیه ایران پخش میشه....پس حتما نیگا کنین که بعدا حسرتشو نخورین.......
موضوع ششم:
6-تشکر از ...
سمانه جونم – مهسای عزیزم-نیوشا و نیلان گل-ایناز جون-فریده ی عزیزم-$hعزیز-مهدیس جون-پانیذ و نیلوفر گلم-صبای خانوم-مهلای گلم-وحیده جون –عاطفه جون-اذین جون –و علی اقاااااااای گل...
پانیذ جون میسی که گفتی ...منم رفتم و کلی به محسن رای + دادم......
مهسا جون ایشالا که فینالم میبری......
سارا جان من که خبری ازت ندارم ولی امیدوارم هرجا که هستی خوش باشی گلم.....
این عکسا هم بخاطر تو......از وبلاگ معصومه جون و عاطفه جونم........ادرسشم رو عکسا هست...



نفسی که عطر تو داره آخه اون دلی که برات بی قراره آخه چشمی که چشم انتظاره مگه میشه بی تو نگیره بهوونه . وقتی با منی گرچه میدونم نمی شه همیشه با تو بمونم همه وجودم و نفسم و جونم پر میشه از تو شعرای عاشقونه........
سارای من اینم براتو و از طرف تو براش نوشتم.......
دوسش دارم و دوستون دارم.....
بای
|