تبليغاتX
Moooh$E/\/ @f$ho/\/i
 
   
  didi umadam?mese hamishe sare moghe .

tavalodet mobarak

hamin

 

byyyy

 
 
 |    نوشته شده توسط ترانه
 
   
 

 

 پسر به دختر گفت اگه يه روزي به قلب احتياج داشته باشي اولين نفري هستم


که ميام تا قلبمو با تمام وجودم تقديمت کنم.دختر لبخندي زد و گفت ممنونم


تا اينکه يک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نياز فوري به قلب داشت..از


پسر خبري نبود..دختر با خودش ميگفت :ميدوني که من هيچوقت نميذاشتم تو


قلبتو به من بدي و به خاطر من خودتو فدا کني..ولي اين بود اون حرفات..حتي


براي ديدنم هم نيومدي...شايد من ديگه هيچوقت زنده نباشم.. آرام گريست و


 ديگر چيزي نفهميد...


چشمانش را باز کرد..دکتر بالاي سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقي افتاده؟دکتر


گفت نگران نباشيد پيوند قلبتون با موفقيت انجام شده.شما بايد استراحت


کنيد..درضمن اين نامه براي شماست..!


دختر نامه رو برداشت.اثري از اسم روي پاکت ديده نميشد. بازش کرد و درون آن


چنين نوشته شده بود: 



 سلام عزيزم.الان که اين نامه رو ميخوني من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت


نباش که بهت سر نزدم چون ميدونستم اگه بيام هرگز نميذاري که قلبمو بهت


بدم..پس نيومدم تا بتونم اين کارو انجام بدم..اميدوارم عملت موفقيت آميز باشه.


(عاشقتم تا بينهايت)


دختر نميتوانست باور کند..اون اين کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..


آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره هاي اشک روي صورتش جاري شد..و به


خودش گفت چرا هيچوقت حرفاشو باور نکردم..

 
 
 |    نوشته شده توسط ترانه
 
   
 

میخواستم بت بگم چقد پریشونم دیدم خود خواهیه دیدم نمیتونم

 تحمل میکنم بی تو به هر سختی به شرطی که بدونم شادو خوشبختی

 به شرطی بشنوم دنیات ارومه که دوسش داری از چشمات معلومه

 یکی اونجاس شبیه من یه دیوونه که بیشتر از خودم قدرتو میدونه

چیکار کردی که با قلبم به خاطر تو بی رحمم

 تو میخندی.. چه شیرینه گذشتم تازه میفهمم

ترو میخوام تموم زندگیم اینه دارم میرم ته دیوونگیم اینه

 نمیرسه به تو حتی صدای من

تو خوشبختی همین بسه برای من ....

 
 
 |    نوشته شده توسط ترانه
 
   
 

 

هر شب وقتی تنها میشم حس می کنم پیش منی،

دوباره گریم می گیره انگار تو آغوش منی

روم نمیشه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمامه،

با اینکه نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه

بارون میباره و تو رو دوباره پیشم می بینم،

اشک تو چشام حلقه میشه دوباره تنها میشینم

قول بده وقتی تنها میشم بازم بیای کنار من،

شبای جمعه که میاد بیای سرِ مزارِ من

دوباره باز یاد چشات زمزمه ی نبودنم،

ببین که عاقبت چی شد قصه ی با تو بودنم

خاک سرِ مزارِ من نشونی از نبودنم ،

دستای نامردم شهر جنازه ام ربودنه

به زیر خاکمو هنوز نرفتی از یاد من ،

غصه نخور سیاه نپوش گریه نکن برای من

دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم ،

رو سنگ قبرم بنویس تنهاترین تنها منم

 

سهم من از تو دوریه تو لحظه های بی کسی

قشنگیه قسمت ماس که ما بهم نمیرسیم

 

 
 
 |    نوشته شده توسط ترانه
 
   
 

 

هوای گریه دارم تواین شب بی پناه
دنبال تومی گردم دنبال یه تکیه گاه
دنبال اون دلی که تنهایی رومی شناسه
دستای عاشق من لبریزالتماسه
هزارویک شب من پرازصدای توبود
گریه هرشب من فقط برای توبود
سکوت شیشه ایموصدای تومی شکنه
توآسمون عشقم شعرتوپرمی زنه
باتودل سیاهم به رنگ آسمونه
توبغض من می شکنن شعرای عاشقونه
هزارویک شب من پرازصدای توبود
گریه هرشب من فقط برای توبود

 
 
 |    نوشته شده توسط ترانه
 
   
 

 

اخرین اخبار از محسن افشانی:

۱-پس فردا حتما محسنو تو شبکه ۳ ببینید دیروز رفته بود چابهار واسه ضبط این برنامه.

۲-ماشینشو عوض کرده و یه ۲۰۶تیپ۲ سفید رنگ و صفر خریده.

۳-مکانیک تو دانشگاه تهران جنوب میخونه.

۴- ۲ تا تله فیلم واسه شبکه۳داره .

۵-این هفته که میاد حتما بومو نیگا کنین..چون ویژه برنامه دارن

۶-یه خبر بد :به احتمال زیاد اخرین حضور محسن تو بوم این هفتس که میاد ...دیگه از بوم سفیدم میره..پس حتما نگا کنین.)

سلام ..

اما شاید دیگه سلام اخر.

خوبــــــــین؟ایشالا که همیشه خوب باشین.

گفتم سلام آخر...اره شاید دیگه ترانه ای نباشه که از این وب بهتون سلام کنه..سخته که بذارمش کنار اما دیگه نمیتونم ادامه بدمو حرفای بعضی ها رو تحمل کنم.دوتا وب داشتم که اپ کردن تو هردوشونو دوس داشتم اما هردو یه جورایی دارن تموم میشن.

کاش میتونستم که هر روز اپ کنم اما دیگه نمیشه...یه جورایی باید بگم بعضیا با نبودنم بیشتر حال میکنن..پس منم سعی میکنم دیگه کمتر باشم یا اینکه اصلا نباشم..

 این وبو واسه مدتی میذارم کنار اما میدونم که نمیتونم و دوباره یه روزی اپ خواهم کرد اما کی؟ !!!نمیدونم..

دلم برای همتون تنگ میشه ...همـــــــــــــتون .همتونو از ته دلم دوس دارم و برام ارزش دارین و خواهین داشت..هیچ وقت فراموشتون نمیکنم ..شما هم منو فراموش نکنین.

 

امــــــــــــا...

اقایی که با اسم"همونی که خودت میدونی کیه"نظر دادی...اره فهمیدم کی هستی.

اول از همه بگم واقعا بی شخصیتی.با اون حرفا هیچی از من کم نمیشه ...فقط بی شخصیتی خودتو به رخ کشیدی..واقعا بی فرهنگی..

اقای...اصلا این مسائل به تو چه ربطی داره..تو با خودت فک نکردی که اصلا کیه من باشی که بخوای واسم تعیینو تکلیف کنی؟..من مثل تو بی ادب نیستم و هیچ فحشی بهت نمیدم ولی با حرفام میخوام بهت بفهمونم که خیلی بی عقلی...

این همه مدت که دوست به اصطلاح با معرفتت نامردی میکرد کجا بودی ...اونا رو نمیبینی و چشوتو به روی همه کارای اون دوست خائنت بستی ..اونوقت از نامردیه من میگی...گناه کار من نبودم ..خدا خودش میدونه گناه کار کی بود.

همین جا اینو تو گوشت فرو کن این مسائل هیچ ربطی به تو نداره ...اومدی طرفداری دوستت...درست.. .اما ادعایی واسه خودت نداشته باش که واقعا ادعای مزخرفیه..

نظر با ادبانتو پاک نکردم و نمیکنم ..با این حرفا ابروی من پیش هیشکی نمیره ..ادمایی مثل تو زیاد پیدا میشن.

و اینکه نمیتونی هک کنی...و نمیذارم..این وب واسه یه مدتی تموم میشه اما شاید دوباره یه روزی برگشتم ....گفتی که "تو اون ساعتی واست نظر گذاشتم invisible آن بودی ولی نخواستم باهات بچتم" ...واقعا فک میکنی اگه تو میخواستی من حاضر میشدم حتی یه کلمه با ادمه( ... )مثل تو چت کنم.

از این به بعدم احترام خودتو نگه دار گرچه که میدونم بهت ادب یاد ندادن ولی به هرحال سعی کن دیگه واسم نظر نذاری ولی اگه گذاشتی دیگه لازم نیس بی فرهنگیتو به رخ بکشی ..چون دیگه ثابت شد پس زحمت نکش.

 

بگذریم ازین حرفا..

میخوام از بچه های وبم تشکر کنم و خداحافظی اما میدونم که دوباره برمیگردم ..چون دلم براتون تنگ میشه...

اول از همه از محسن عزیزم ممنونم...ممنونم که باعث شد تو این مدت این همه دوست خوب پیدا کنم دوستایی که شاید تو عالم واقعت هیچوقت مثل اونا رو پیدا نمیکردم...جدا ازین همه دوست خوب منو با کسی اشنا کردی که هیچوقت فراموشش نمیکنم.واقعا ممنون.

درسته که تو ماه محبوب رفتار خوبی باهات نداشتن اما بازم برا هزارمین بار میگم ..مهم اینه که طرفدارات دوست دارن و قدرتو میدونن و با این حرفا و حرکتای ادمایی که خودشون نمیدونن هدف از کارایی که میکنن چیه تحت تاثیر قرار نمیگیرن.یه مطلبی از روزنامه اعتماد تو وب ساراجونم خوندم که واقعتارو در مورد مدیرای صداوسیما میگه که براتون میذارمش... حتما بخونین ...

اشک هایی که دوربین را خیس کرد

ریسک پذیری انگار این روزها خیلی در میان مدیران صدا وسیما باب شده است. مثل آب خوردن، رویکرد برنامه ها تغییر می کند، با سر سوزنی بهانه، پایان سریال ها گل و گلاب می شوند و به طرفه العینی، مجری جدید، جای مجری قبلی را وسط یک برنامه می گیرد. اگر تا حالا چشم مان به تغییر یک مجری از برنامه امشب تا برنامه فردا شب روشن شده بود، مدیران شبکه سه ثابت کردند که می توانند محیرالعقول تر از همیشه، درست وسط یک برنامه و در فاصله پخش چهار تا پیام بازرگانی و یک خبر ورزشی کوتاه، جای مهمان و مجری برنامه را عوض کنند و خوشحال باشند که قدرت مدیریت خود را به رخ کشیده اند و کیفیت برنامه را بالا برده اند. اگر بیننده برنامه قبل از افطار شبکه سه، «ماه محبوب» بوده باشید، احتمالاً شما هم آخرین تغییر ناگهانی را دیده اید و ماجرای گریه محسن افشانی روی آنتن و به دنبال آن اشک های ریز احسان علیخانی مجریان شبکه سه سیما، چشم هایتان را گرد کرده است. اما زیاد سخت نگیرید.
اگرچه این اتفاق برای اولین بار بود که مقابل دیدگان بینندگان عزیز رخ می داد ولی چنین جابه جایی هایی اولین بار نبود که گریبان آنتن را می گرفت. کافی است کمی به حافظه تان فشار بیاورید تا ببینید این شعبده ها از مدیریت کارآمد این سازمان چندان هم غریب نیست. برنامه «به خانه برمی گردیم» در همان ابتدای کار، با دو مجری قدرتمند آمد. درودی و آتش افروز، خیلی به دل مردم نشستند و اجرای خوبی هم داشتند.
اما ناگهان بادهای مخالف که هر از گاهی از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب سازمان را می پیماید، وزیدن گرفت، و بی آنکه کسی دلیل آن را بفهمد، مجری های دیگری را با خود آورد. همین اتفاق بر سر برنامه دیگری در همین ژانر افتاد؛ «خونه من، خونه تو» برنامه یی بود که با اجرای توامان نیلوفر امینی فر و ژیلا صادقی شروع شد، جنجال ها بالا گرفت، بادها وزید و آنتن به طور کامل از آن ژیلا صادقی شد. بگذریم که روزگار به او رحم نکرد و در نهایت قرعه به نام کمند امیرسلیمانی افتاد. بعد هم شاهد آغاز برنامه «کولاک» با اجرای اردشیر رستمی بودیم که در ادامه شاهین جمشیدی جای او را گرفت. اوج چنین تصمیمات عجیب و غریبی هم تغییر اساسی برنامه پربیننده «کوله پشتی» بود که خبر آن در عرض چند دقیقه روی خط های تلکس و خبرگزاری ها همراه با هزار و یک شایعه رنگ و وارنگ، موج سواری کرد.
فرزاد حسنی بعد از یک اجرای دردسرساز جای خود را به امیرحسین مدرس مرد قابل اعتماد نوسانات لحظه یی، داد تا تلویزیون، بازی «یکی بخر، دو تا ببر» را پشت سر هم تجربه کند. مجری ها، ویترین شبکه ها هستند. مردم (بخوانید مخاطبان رسانه ملی)، هویت تلویزیون را با مجری ها سبک و سنگین می کنند. در اصل این مجری ها هستند که هویت شبکه ها به حساب می آیند. ولی مثل اینکه در اینجا مدیران کمترین اعتقادی به ثبات و هویت یافتن برنامه های خود ندارند. در حالی که در رسانه های پیشرو و موفق و در شبکه های تلویزیونی جهانی مجریان اعتبار یک برنامه هستند و با تداوم خود در اجرای برنامه های موفق تبدیل به یک برنده می شوند در سیمای دولتی ما مدیران نیازی نمی بینند که پای مجری های خود بایستند و به راحتی برنامه یی را زیر و رو می کنند و اساس آن را به هم می ریزند. بی آنکه به خاطر انتخاب نادرست اولیه خود یا انتخاب احساسی میان کار ( که بالاخره یکی از آنها باید اشتباه باشد، اگر نه چنین تصمیم تندی پا نمی گیرد) به کسی پاسخگو باشند. آیا احترام به مخاطب نزد رسانه ملی معنایی دارد؟ لازم نیست زیاد خود را برای پاسخگویی به چنین پرسش هایی به دردسر بیندازید.
کافی است بار دیگر اشک های مجری ۱۹ ساله یی را مجسم کنید که با وعده و درخواست مدیران اجرای برنامه یی را به عهده گرفته بود و ناگهان در ثانیه یی همه چیز را از دست رفته دید؛ اعتبار و محبوبیت خود و تمام رویاهایی را که در خیال داشت. آیا مدیران قدرقدرتی که حتی شأن یک برنامه و رسانه را به هیچ می گیرند، برای اشک هایی که مقابل دوربین بر پهنه صورت می دوند، برای شکسته شدن یک غرور لحظه یی متاثر خواهند شد؟

منبع: روزنامه اعتماد

 

واقعا براشون متاسفم.

محسن جون ایشالا دوباره میایو میترکونی...ما منتظریماااا...باید جای گلزارو بگیریاااا...البته گلزار دیگه کیه..تو باید جای خودتو که از همه بالاتره تو صداسیما پیدا کنی و به هیچ طریقی از دستش ندی..و نذاری کسی واست حرف دربیاره..تو میتونی ...پس باید به اون جاها برسی..البته پسر خالت جلوتر از توباید به اون جاها برسه..منم براتون دعا میکنم.

اقا محسن ببخش که یه مدت تو وبت اپ نمیکنم ..اما دوباره برمیگردم ..پس فعلا خداحافظ .

 

سارای من دوست دارم ... خیلی مهربونی.. خیلی چیزا ازت یاد گرفتم ...تنهات نمیذارم توهم تنهام نذار ..

 

سمانه جونم بابت همچی ازت ممنونم ... یادت که نرفته چی ازت خواستم ..توروخدا حتما عکس بگیریااا..دوست دارم یه عالمه.

 

نرگس جونم از تو هم ممنونم ..اره دیگه به قول خودت درسو مشقا هم شروع شدو باید بریم تو  کف دلسو مخش..موفق باشی گلم.

 

علی اقای گل(hooga) ممنونم به خاطر همـــــچی و ... .واقعا میسی اقاهه ...خیلی خوبی...خیلی خیلی خیلی....و یه تشکر دیگه.:مرسی که این قالب قشنگو واسه وبم انتخاب کردی..خیلی نازه...خیلی مهربونی...میسی.

 این یکی تشکر نیس:(علیرضا خیلی نمک به حرومی..)معضرت میخوام که اینقدر راحت گفتم اما حقته..

اگه بخوام تک تک از همه تشکر کنم باید تا فردا بنویسم...دیگه فقط اسمارو مینویسم..

فریده جون ..آیناز جون..( $h ).. آذین ..سپیده..صباای..ازیتا..مهلا..پانیذ..نیلوفر..نیوشا و نیلان..وحیده..مهدیس جووووووون..دینا..فروغ..بهاره وهمکار..مهسا(افشانی)..تبسم..آتوسا..عاطفه..معصومه..ساناز..و اقا رضا..امیر ..محمد (دیوونه)..و اقا سروش (پسری که همه رو عاشق کرد..) و ...

از همتون ممنونم که این مدت تنهام نذاشتین..حتما بهتون سر میزنم ..چون دلم براتون تنگ میشه..

یه تشکر دیگه..

آران این مدت خیلی اذیت شدی ...ببخش واقعا منو ببخش مخصوصا بخاطر حرفای اون روزم ...به خدا منظوری نداشتم فقط میخواستم واسه اخرین بار مطمئن شم ..خداروشکر خوبم شناختمت و خیالم راحت شد ...قرار بود بازم تو تنهایی اپ کنیاا...یه بار دیگه باچه؟!!ایشالا که یه روزی واسه طرفداری و هوادار تو بودن وب بزنم ..

حلالم کن.

اگه اسم کسی رو فراموش کردم واقعا ببخشید تا جایی که یادم بود نوشتم..همیشه دوستون دارم..

چندتا عکس خوشگلم از محسن میذارم ...(از وب سارا جون و سمانه جون..)

http://www.behtarinkhoda.blogfa.com/

http://www.mohsen--afshani.blogfa.com

 

اینم تیتراژ اولو اخر سریال مثل هیچکس ...یه جورایی خاطره های قشنگی رو یادم میاره...

به نابودی کشوندیم تا بدونم
همه بود و نبود من تو بودی
بدونم هر چی باشم بی تو هیچم
بدونم فرصت بودن تو بودی

پریشون چه چیزا که نبودم
دیگه میخوام پریشون تو باشم
تویی که زندگیمو آبرومو
باید هر لحظه مدیون تو باشم
فقط تو میتونی کاری کنی که
دلم از این همه حسرت جدا شه
به تنهاییت قسم تنهای تنهام
اگه دستم تو دست تو نباشه

     ***************

تو همیشه هستی اما این منم که از تو دورم
من که بی خورشید چشمات مثل ماهِ سوتوکورم
نمیخوام وقتی تو هستی آدمه آدمکا شم
چرا عادتم تو باشی؟ میخوام عاشقه تو باشم
تازه فهمیدم به جز تو حرفِ هیشکی خوندنی نیست
آدما میان و میرن هیشکی جز تو موندنی نیست
منو از خودم رها کن تا دوباره جون بگیرم
خستم از این عقل خسته
من میخوام جنون بگیرم

 

دیگه دارم با چشای گریون میرم..

 

 

 

خداحافظ همين حالا، همين حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگين، به ياد اون همه ترديد
به ياد آسمونی که منو از چشم تو ميديد
اگه گفتم خداحافظ نه اينکه رفتنت ساده اس
نه اينکه ميشه باور کرد دوباره آخر جاده اس
خداحافظ واسه اينکه نبندی دل به رؤيا ها
بدونی بی تو و با تو، همينه رسم اين دنيا
خداحافظ خداحافظ
همين حالا
خداحافظ

 

 
 
 |    نوشته شده توسط ترانه
 
   
 

 

 

سلام سلام سلام ...

 

امروز سه تا معضرت خواهی به همه شما بدهکارم...

اول از همه یه معضرت خواهیه گنــــــــــده بدهکارم به همه اونایی که به وبم میایدو نظر میدین.....میخوام بگم از همتون ممنون عاشقتونم و تا جایی که بتونم و وقت داشته باشم میامو جوابتونو میدم ..ولی اگه نبودم یا کم بودم به بزرگی و مهربونیه خودتون ترانه رو ببخشین و نگین ترانه بی معرفته هاااا....

معضرت خواهیه دوم:ببخشید اگه دیر به دیر می اپم ..این روزا اصلا حوصله ندارم و به عبارتی دپرسم ...

معضرت خواهیه سوم: یادتونه که ... قول داده بودم عکس از قسمت اخر ترانه مامی بذارم ..اما واقعا شرمندم که وقت نکردم ........خداییش اپلود با این  سرعت افتضاحه اینترنت ایران امکان پذیر نیس و وقت زیادی رو می طلبه ... همه هم اینو قبول دارین دیگه ؟؟؟!!!! ...پس مجبورید که منو ببخشین ..و راه دیگه ای جز این ندارین ...(باور کنید..)

 

دیگه خبر ؟؟؟ مدرسه ها هم که دیگه داره باز میشه و باید حسابی بریم تو کف درسو مخش...شهریور خیلی زود گذشت !!!  نه؟؟!!!من شهریورو خیلی دوس دارم ...نمیدونم چرا هااااا...ولی خیلی دوسش دارم...مخصوصا شهریور امسال...اونم که به همین زودی تموم شد....(بیخیال)

 

اق محسن افشانی هم که حسابی با این ماه محبوب ترکونده ....به نظر من جالب اجرا میکنه (البته اجرا میکرد..دیگه اونم تموم شد) ....به این خاطر جالبه که محسن همیشه سر اجرا ...راحت بوده و تو اجراهاش از رسمی بودن خبری نیس.....همین باعث میشه که زود طرفدار پیدا میکنه مخصوصا بین جوونا ...

دیدین اون اخرین برنامه ای که توش بود و اجرا میکرد چقد گریه کرد..الهی.. در مورد اینکه محسن دیگه ماه محبوبو اجرا نمیکنه هیچ نظری ندارم ..

 

یه صحبت و در واقع نصیحت با یه سری ازطرفدارای محسن دارم...بچه های  عزیز اینقد زود باور نباشید.. از روزی که محسن معروف شده بیشتر از 1000وب زده شده و هر کدومشون ادعا کردن که محسن اند...پس شما که این همه تجربه داشتین که قبلا سر کار برین چرا دوباره خودتونو گول میزنین و سر کار میرین ؟؟؟!!!!! بابا...... اول یه خورده فک کنین بعد... حالا کلی هم میرین به طرف التماس میکنین و 7 جدوابادشو قسم میدین که توروخدا یه عکس بذار که باورکنیم محسنی...بعضیاشون که میپیچونن و عکس نمیدن ولی من دو سه تایی رو دیدم که عکس گذاشتن اما به تابلوترین صورت...که یا با فتوشاپ طراحی شده یا از عکسای سلام بهار یا بوم سفیده ... حالا اگه عکسم بیخیال شیم ..میرسیم به قضیه ی ساعت اپ کردن ..که یکی دوتا از همون وبا دقیقا تو ساعتی که محسن سر اجراس می اپن ..... خداروشکر خدا به همتون یه عقلو داده دیگه..یه ذره ازش استفاده کنین تا اینطوری نشین مسخره ی دسته یه مشت ادم الافو بی هویت...تا جایی که من میدونم محسن به هیچ وجهی وب نداره و نمیخواد بزنه و اگرم روزی بخواد این کارو بکنه از راه درستش به همه ثابت میکنه که واقعا خود محسنه ...اخه محسن وقتش کجا بود که بیادو وب بزنه و حالا بخواد اپم بکنه...اینا رو گفتم که یه خورده فک کنین و اینجوری بازیچه نشین...از ما گفتنو از شما ...

 

اینبار خودم عکس نذاشتم و حسابی شرمندم..ولی دو سه تا عکس از وب مانا خانوم و سارا جونم  انتخاب کردم که واستون میذارم ..

ادرس وب مانا www.mohsenk1.blogfa.com 

و وب سارای من اینه:::www.mohsen--afshani.blogfa.com

 

 اقا کیوان تولدت مبارک..

 

 

امروز تشکر های ویژه دارم....

 

فرشته ی مهربوووووووووونم دلم برات تنگ شده.. تولدت مبارک عزیزم. من شب تولدم که 2 مرداد بود نمیدونستم که فرداش چی میخواد بشه وگرنه حتما یه ارزویه بزرگ میکردم...(یادته که 3 مرداد چی شد ... )اخه من هر بار شب تولدم ارزو کردم براورده شده ...پس تو هم امشب ارزو کن ... از طرف منم ارزو کن...ارزوی منو که میدونی ... ؟؟!!!...(البته تو ۸ ابان ...)

سمانه جون ببخش که کمتر میام....

نیوشا ونیلان گلم وبتون قشنگ بود حیف شد که میرین دوستون دارم و دلم براتون تنگ میشه.....

سارای من عاشقتم....

نرگس جونم میسی که سر میزنی...

فریده جان خوشحالم که دوباره می اپی...

ایناز جون بابا خیلی باحالی یدونه نظر گذاشتی رفتی واسه همیشه ...

اذین جان ممنون که میای پیشم...

علی اقا مرسی که همیشه با نظرات میترکونی...

صباای جان بهرام رادانم بازیگر خوبو موفقیه ..ولی محسن اونم میزنه بالا..مرسی بابت نظرای قشنگت...

مهلا جونم دوست دارم.....

پانیذ و نیلوفر عزیزم ..خوشحالم که همیشه میاید پیشم و واقعا میسی .. یکی هم به نویسندگان وبتون اضافه شد نه؟؟؟ فک کنم اسمش ندا باشه ...اگه درسته و اسمش نداس از اونم به خاطر اپای قشنگش تشکر میکنم...

 

اگه کسیو از قلم انداختم شما به مهربونیه خودتون ببخشید....همتونو دوس دارم ....عاشقتونم...

 

 
 
 |    نوشته شده توسط ترانه
 
   
 

 

 

آران جون هرکی دوس داری بیا و جوابمو بده... گفتم که اون شماره فعلا دستم نیس ...اگر هم sms بدی نمیتونم بجوابم..پس همین جا بیا ...قسمت میدم به همون چیزی که خودت میدونی چقد برام ارزش داشته و داره ... اگه برا تو هم یه ذره ارزش داشت بیا یه چیزی بگو... 

 

سلام سلام سلام........

 

خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟

 

محسنو میبینین.....

اصلا این پسر همه جوره استعداد داره (باااااااااااور کنید)....اون از بازیگریش از و اینم از اجرا ...اونایی که محسنو قبول ندارین ..کجایید؟؟؟؟!!! الان باید بیایدو جواب بدین و بگین که کم اوردین ....

محسن به قول خودش اونقدری اعتبار بدست اورد که تو همچین برنامه ای و تو شبکه ی 3راش دادن...پس یعنی لیاقت همه اینا رو داشته ....

 

طرفدارای اقا سیاوش که اون همه ادعا میکردین :::اقاسیاوش فقط بازیگر ولی محسن اجراشم حرف نداره...

حالا اینبار بیاید از اجراش بگیدو باز واسش حرف در بیارین....ببینید عزیزان مشکل شما از جای دیگس و منشا دیگه ای داره .......

 

با این حال اصلا قصد توهین به اقای خیرابی رو نداشتمو ندارم ...حرف من طرفداراشه که از روی(...) هر توهینی که میتونستن تو نظر خوصیصای وبم بار محسن کردن و من فقط به خاطر احترامی که به اقای خیرابی قائلم نخواستم جواب هیچکدومشونو بدم...طرفدارایی که اگه واقعا طرفدار بودن فکرو ذکرشونو فقط مشغول بازیگر مورد علاقشون میکردن و فقط از اون میگفتن نه اینکه بیانو ...یکی دیگرو خراب کنن....

 

با این برنامه دیگه به همه ثابت میشه که محسن ارزش این همه احترامو داشته و داره کسی که تو این سن بیادو بشین جای مجری های باتجربه مطمئنن ایندش 100برابر بهتر از اینی میشه که الان هست.. اگه یادتون باشه مجری اینجور برنامه ها یا فرزاد حسنی بوده یا احسان علیخانی که همه هم میدونن که سنشون دوبرابر محسنه و همینطور تجربشون ...

محسن یه شبه راه 1000ساله رو رفت...و ایشالا که بازم موفق میشه...

 

ببخشید اگه دلم یکم پر بودو این حرفا رو زدم ...لطفا به طرفدارای سیاوش برنخوره..به جای برخوردن یه خورده به رفتارا و نظرای بچه گانشون فکر کنن ..

 

دیگه چه خبراااااا؟؟؟

دیدین اینجا هم صندوق پستی میگه...و توی اولین برنامشون موقع گفتن صندوق پستی و خط تیره خندش گرفت....  یاد سلام بهار بخیر دیگه حرفی ازش نیس...

 

بچه ها کیوانو میبینید اونم تو شبکه 2 برنامه داره هاااااا..دلمون برای اونم تنگ شده بود چون سلام بهار باوجود هر دوی محسنو کیوان سلام بهار شد.....پس اونم فراموش نکنید...

 

بریم دوسه تا عکس از اق محسن ببینیم که مال مراسمه تقدیر اقای ضرغامی از بازیگرای ترانه مامیه...

 

 

 

 

دلم برا یه ادم مهربونم خیلی تنگ شده ...حیف که ..... بهش میگم که هیچوقت فراموشش نمیکنم و بابت همچی ازش معضرت میخوام....تو تنهایی می اپم و لی میدونم که......

 

سارای من خوشحالم که دوباره برگشتی ....دیگه از این کارا نکنیاااااااا.....

از همه کسایی که میایدو نظر میدین ممنونم ...من دیگه فقط به عشقه شما و خاطره هی قشنگی که از این وب داشتم میام ....... میام چون این وب بود که خیلی خاطره های خوبو واسم باقی گذاشت.....خاطره هایی که واسه همیشه تموم شدن....ولی من نمیخوام این وب هم مثل اونا تموم شه میخوام اینم یه یادگار از یه .......... واسم باقی بمونه.....

 

بیخیال.......

 

بازم زیاد حرفیدم...

 

بای

 

اینم بیاد فریده:::

 

رنگین کمون سهمه کسیه که تا اخرین قطره زیر بارون بمونه پس زیر بارون میمونم به امید رنگین کمون زندگیم ولی میدونم که....

 
 
 |    نوشته شده توسط ترانه
 
   
 

 

یه خبر:به احتمال ۵۰ درصد محسن از روز اول رمضان یک ساعت قبل از افطار تو شبکه ۳ برنامه داشته باشه....هنوز هیچی حتمی نیس ...

 

سلام

 

 

ببخشید که یه مدتی نبودم......دلم برا همتون یه ذره شده بود..قول میدم جبران کنم........

 

امروز با چند تا موضوع از محسن در خدمتتون هستم....

1- میخوام مصاحبه ی محسنو با برنامه چشم به راه بدون هیچ کمو کاستی بذارم بدونه اینکه حتی یه کلمه جا بمونه اخه خیلی ها شاکی بودین از اینکه ما ندیدیمو گریه زاریو از این حرفا ........ اینم مصاحبش ..بخونینو حالشو ببرین ولی اینم بگم چیز خیلی تازه ای تو این مصاحبه نگفته همون چیزاییه که تو مجلات میخونیم ولی خب براتون میتایپمش که دیگه نیاید هی گریه زاری کنیدو بگین منم میخوام........

 

یه توضیحاتی هم از محیط مصاحبه بدم.:::::

محسن همون بلوز قرمزه که از اول سریال تا اخر پوشید تنشه و کلا تیپش همون تیپ پویا نظریه....

 

مصاحبه کننده هم یه بنده خداییه که مهم نیس ازش توضیحی بدم.....

 

جایی هم که هستن همون خونه ی ترانه مادریه....

 

حالا مصاحبشو بخونین:::

 

اسم مصاحبه کننده رو( م) و محسنم که همون محسن مینویسم...

 

م:در خدمت محسن افشانی هستیم بازیگر نقش پویا در سریال ترانه مادری که گویا قرار هست در چند قسمت اینده هم دوماد بشه(اینجا محسن گل از گلش میشکفه و میخنده...) اینو میدونیم از خودش می پرسیم ..اقای محسن خان سلام..خیلی خوشحالم که در خدمت شما هستیم عیدت مبارک ........

 

محسن:تشکر..قبل از همه چی منم سلام میکنم خدمت هم دوستای که الان نشستن دارن برنامه رو نگا میکنن بزرگواران عزیز و پیش تر از اون ولادت حضرت مهدی (عج) رو به همه تبریک میگم..

 

م:اقای افشانی...چند تا کار سریالی انجام دادی؟

 

محسن:من..قبل از این .. کار کاراگاهان بود تو قسمت سومش بازیگر مهمان بودم. بعد از اون دوستم اقای حمزه ای که توی کارای پیش با هم دوست بودیم (همون که چند بار اسمشو تو سلام بهار گفت..)تماس گرفتن منو انتخاب کردن ودعوت کردن به این پروژه و بزرگواری کردن و اومدین خدمت اقای سهیلی زاده محمدی و مهام....لطف کردن..همه لطف اقای سهیلی زاده بود..

 

م: چی شد که وارد کار بازیگری شدی اصلا؟

 

محسن:من شروع کارهنریم با تئاتر بود..  سه سالو نیمه پیش تئاترو شروع کردم. بازی رو دوست داشتم اما هیچ موقع فکرشو نمیکردم که به حیطه ی اجرا و به این سرعت تو بازیگری وارد بشم...

 

م: دوس داری کار بازیگری رو...؟

 

محسن: دوس دارم اما برا خودم یه حدی گذاشتم...

 

م:چه حدی؟

 

محسن:یعنی ...تا چهار پنج ساله دیگه بیشتر ادامه نمیدم...

 

م:چرا؟

 

محسن:دوس دارم منحصرا اون رشته ای که علاقه دارم تو دانشگاه بپردازم...

 

م:چه رشته ای هستی تو دانشگاه؟

 

محسن:من ریاضی فیزیکم...ایشالا که.. مهندس مکانیک حرارت سیالات میشم...

 

م:ایشالا..هنوز کنکور ندادی؟

 

محسن:چرا دادم...

 

م:قبول شدی؟

 

محسن:قبول شدم بله...

 

م:چه جوری تونستی درس بخونی حرارت سیالات قبول بشی تو سراسری؟

 

محسن:من همون سه چهار سال بهترین تصمیم خودمو بجای گشتنو اینا تو بیرونو  که بیرون بگردمو الاف باشم هنرو انتخاب کردم یعنی تئاترو دوس داشتم این رو. اونو ادامه دادم بعد خانواده بیشتربادرس خوندن ...چون من مثل پویا نظری درس خونم بودم...میگفتن درستو بخونی بهتره ... ذهنت درگیر نباشه(خوبه نگفت ذخنت).......ولی من سعی کردم در کنار هم اینارم داشته باشم...خیلی هم خوب بود تا اینجای کارم خوب پیش اومدم..

 

م:خداروشکر...فک میکنی چقد موفق بودی؟

 

محسن:از نظر خودم بد نبودم....

 

م:بازی کردن تو سریال ترانه مادری در مقابل نقشای بزرگی همچون هما روستا خانوم گودرزی و دوستان دیگرچه حسی برا شما داشت؟؟؟؟

 

محسن:اول از همه باعث افتخار من بود در کنار پیشکسوتان و بزرگواران ...که همه استادان من هستن در بازیگری....همکاری میکنم... بازی میکنم...و پیش تر از اون باز..یعنی اول اول برمیگرده به اعتبار من....خیلی باعث اعتبارمن بود که تو همچین کار بزرگ و گروه حرفه ای بازی کنم در کنار پیشکسوتان ...از همشون سعی کردم یاد بگیرم خیلی برای من خوب بود یعنی پشت کار من بعد از این پروژه کلی اعتبار نشسته...........

 

م: فک میکنی این اعتبار چقد بهت کمک میکنه؟؟

 

محسن:صد در صد کمک میکنه....

 

م:به خاطر اعتبارش این کارو قبول کردی...؟؟؟

 

محسن:اره...

 

م:تا حالا شده بگن یه نقشی رو بازی کن و یه نقشی رو ازت بخوان بعد نتونی؟؟

 

محسن :تا حالا این اتفاق نیوفتاده.... هر جا رفتیم و کاری رو انجام دادیم... من کارمو کردم به هر حال اون  نظر بزرگواران بود که ایا من به اون کارکتر میخوردم ...نمیخوردم...

 

م:خودت فک میکنی چقد به پویا نظریه ترانه مادری نزدیکی.....؟؟؟

 

محسن:از نظر شخصیتیه خودم؟

 

م: اره

 

محسن):با خنده میگه) فقط درس خوندنم......

 

م: با نقشی که در ترانه مادری داری ..یعنی محسن افشانی و پویا نظری..چقد تونستن با هم خوب ارتباط برقرار کنن...

 

محسن:خب به هر حال ما که تو دوران پیش تولید اومدیم اینجا...سرلوکیشن ..همین مکان فیلمبرداری...همون اوایل یه توضیحات کوچیکی راجع به این نقش به ما داده بودن....پویا نظری هس بهرام کیان هس...اون حسو حالی که من تونستم در خودم به وجود بیارم به عنوان یه بازیگر و بتونم تو این کارکتر ارائه بدم...همش بخاطر زحمتای اقای حاتمی بود به عنوان بازیگردان...توضیحاتی که اقای سهیلی زاده سر صحنه میدادن و اون شخصیتی که اقای بهبهانی واقعا خوب تراشیدن..خیلی لطف کردن ...از همشونم تشکر میکنم...به هر حال اقای مهران مهام هم بی تاثیر نبودن...دستشونم درد نکنه...

 

م:خودت دوس داری پویا نظری رو؟؟؟

 

محسن:دلم واسش خیلی میسوزه....

 

م:چرا؟؟

 

محسن:مظلوم واقع شده...

 

م:واقعا.... فک میکنی واقعا مظلوم واقع شده یا خیلی از کسای دیگه ای که به این شرایط زندگی میکنن اینجورین؟

 

محسن:نه مظلوم واقع شدن به خاطر اینکه...چنین ادمی من خودمم سراغ دارم تو جامعه خودمون شخصیتایی رو میشناسم که با وجود اینکه حتی شاید خیلی هم بزرگتر شدن ....اما هنوز تحت کنترل مادرشون هستن..یعنی کنترل میشن...مادرشون براشون لباس میخره حتی....یه همچین شخصیتی که داره نمایش داده میشه کسی که اومده تا حالا با همچین فضایی رو به رو نبوده...اومده تهران...اومده دانشگاه دیده چقد راحت دختر و پسردر کنار هم دارن درس میخونن.....خب به هر حال با یه فضای جدیدی اشنا میشه...دلم میسوزه دیگه ...که چنین اشنایی و تربیتی اموزشی از قبل وجود نداشته و الا ن به صورت غلط داره ادامه میده......

 

اینم مصاحبه با برنامه چشم به راه دیدین چیزی نداشت ...همش تکراری بود ولی خب ..به خاطر گل روی شما واستون گذاشتمش....

 

موضوع دوم:

2-ترانه مادری هم تو یکی ازشبای شهریور ماه تموم شددد به همین راحتی و دیگه فقط یه خاطره قشنگ از محسنو برامون گذاشت....محسن تو این سریال واقعا عالی بود گرچه که خیلی جاها بهش کم لطفی شد و حاشیه های زیادی براش درست شد...ولی بازم میگم همین کافیه که ما طرفداراش قدرشو میدونیم .....

همین.....

قسمت اخرشم خیلی قشنگ بود مخصوصا اونجاییش که بهرامو پویا همدیگرو تو جنوب دیدن و همو بغل کردن ...

حال میده هاااا یه روز پاشن بیان بگن یه غریبه برادرته....باورکن..(با حرکت دست)اینم یه تنوعه مفیده .....

 

ببخشید بچه ها دیشب نشد از قسمت اخرش عکس بگیرم ولی اگه شد شب از تکرارش حتما چندتایی میگیرمو براتون میذارم ...شاید اخرین عکس هایی باشه که از محسن تو این سریال تو وبم میذارم....

 

موضوع سوم:

3-پنجشنبه شب سفر بخیرو دیدین ؟؟؟؟

وااااااااااای که محسن چقد باحال شده بود ...اه... تو این سریال از بس که زشتش کرده بودن دلم برا قیافه خودش که تو سلام بهارو بوم تنگیده بود ...البته انصافا از سلام بهارو بوم خوشگل ترشده بوداااااااااا

چقدهم حرف میزنه این پسر........ اصلا اون شب به سیاوش بیچاره مجال نداد یه کلمه بحرفه...

مصاحبشونو ضبط نکردم وفقط همینا از حرفاش یادم مونده....

یکم در مورد فوت پدر بزرگ و مادر بزرگش گفت :که سر برنامه سلام بهار پدر بزرگش فوت شده و سر ترانه مادری ..همون روزایی که مادر بزرگش تو فیلم فوت میکنه مادر بزرگ خودشم از دنیا میره و حتی وقت نمیکنه به مراسمشون هم بره......

 

و یکم هم حرف رانندگی اومد وسط...گفت که سال 86 گواهینامه گرفته البته اردیبهشت 86 و تو رانندگی به خودش نمره 19 داد..( بچم اعتماد به نفس داره دیگه).....ولی سیاوش به خودش نمره ی 15 داد و به محسن 17........

این سیاوشه خیلی اروم تر از محسنه یعنی اصلا در مقابل شیطونی های محسن هیچه...اما اونم خوب بازی کرد ....

اینم دو تا عکس از برنامه سفر بخیر که از وب سمانه جونمه:اینم ادرسشwww.behtarinkhoda.blogfa.com/

 

 

موضوع چهارم:

۴ -عکسای اقا محسن با اق میلاد و برادرش رو میتونین تو این وبلاگ ببینین اینم ادرسش:::::www.barekat_milad.mihamblog.com

 

موضوع پنجم:

5-امشب حتما پشت صحنه ی ترانه مامی  رو ببینیناااا ...فک کنم جالب باشه...اگه شد حتما عکس میگیرم ....

ساعت شروعش هم 22:30 امشب دیگه اخرین شبیه که سریالی به اسم ترانه مادری از کانال سه صدا سیمای جمهوریه اسلامیه ایران پخش میشه....پس حتما نیگا کنین که بعدا حسرتشو نخورین.......

 

موضوع ششم:

6-تشکر از ...

 

سمانه جونم – مهسای عزیزم-نیوشا و نیلان گل-ایناز جون-فریده ی عزیزم-$hعزیز-مهدیس جون-پانیذ و نیلوفر گلم-صبای خانوم-مهلای گلم-وحیده جون –عاطفه جون-اذین جون –و علی اقاااااااای گل...

 

پانیذ جون میسی که گفتی ...منم رفتم و کلی به محسن رای + دادم......

 

مهسا جون ایشالا که فینالم میبری......

 

سارا جان من که خبری ازت ندارم ولی امیدوارم هرجا  که هستی خوش باشی گلم.....

این عکسا هم بخاطر تو......از وبلاگ معصومه جون و عاطفه جونم........ادرسشم رو عکسا هست...

afshani

 www.white-canvase.blogfa .com

نفسی که عطر تو داره آخه اون دلی که برات بی قراره آخه چشمی که چشم انتظاره مگه میشه بی تو نگیره بهوونه . وقتی با منی گرچه میدونم نمی شه همیشه با تو بمونم همه وجودم و نفسم و جونم پر میشه از تو شعرای عاشقونه........

 

سارای من اینم براتو و از طرف تو براش نوشتم.......

دوسش دارم و دوستون دارم.....

بای

 

 
 
 |    نوشته شده توسط ترانه
 
   
 

 

 

امروز فقط اومدم یچی بگمو برم و حوصله هیچی هم ندارم...........

 

سارای من این چه کاری بود .....یه دفعه ای چرا اینطوری شد....... دیگه من با چه اومدی بیام نت.....البته یه امید دیگه هم دارم...ولی تو امید دومم بودی ......چرا رفتی به خدا بدون تو هیچ انگیزه ای ندارم ......دیگه اخر اپام از کی تعریف کنم به کی بگم دوست دارم.....خیلی بی معرفتی ...

خب اگه میبینی که برات مشکل میشه از اون ننویس یه موضوع دیگه انتخاب کن....

 

 تو رفتی شاید واسه همیشه ولی بدون هیچوقت فراموشت نمیکنم.......دلم واست تنگ میشه ..

اینم حرف خودت:

با تشکر از شما،می خوام بگم،محض این دلی که در به در شده،ما رو از یاد ببریـــن،که عشقتون،مایه ی دردسر شده.

 

الهی که من قربون اون دل مهربونت بشم...

من نمیتونم از یاد ببرمت......

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط ترانه
 
 

pctfx3.1

Lonely Girl Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates طراحي و توسعه وب سايت مركز طراحي و توسعه سي دي كاتالوگ

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: قالب هاي زيباي وبلاگ Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

pictofxt Farsi Blog برنامه نویسی تحت وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور